انتظار فرج

انتظار فرج یعنی:

امید و آرزوی تحقق پیروزی نهایی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزش‏های انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل به وسیله شخصیّتی مقدّس یعنی مهدی موعود(عج).1
انتظار در لغت به معنای مراقبت، چشم به راه بودن و نگرانی است.2 و در مفهوم، کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه انتظار دارند و ضد آن یأس و نا امیدی است. پس هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی نیز بیشتر است.3
بنابراین مسئله انتظار مرکّب از دو عنصر است، عنصر نفی و عنصر اثبات، عنصر نفی همان یگانگی با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهتر بودن است.4
انتظار در اصطلاح کلامی که برگرفته از روایات است، همان انتظار فرج بوده و انتظار فرج یعنی منتظر وعده الهی بودن وسعی و تلاش در مهیا ساختن روح و جسم خود برای روزی که با طلوع خورشید عالمتاب حضرت مهدی(عج) گشایشی در کلیه شئون زندگی بشر پدید آید.5
پیشینه بحث از انتظار در دین حیات بخش اسلام از زمان حضرت رسول اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم شروع شده، و خود حضرت این مسئله را و اهمیّت و جایگاه و فضیلت آن را به امت اسلام بیان کردند، به طوری که از آن حضرت ده‏ها روایت درباره شخص منتظَر و این که او چه کسی است و بعد از ظهور چه کارهای بزرگی انجام خواهد داد، به امت اسلام رسیده است.6 لکن این بدین معنا نیست که مسئله انتظار فقط در دین اسلام مطرح بوده و هست، بلکه در سایر ادیان، مخصوصاً در ادیان توحیدی نیز این مسئله به طور جدّی مطرح شده، و آنها هم معتقدند که در آخرالزمان مصلح بزرگ جهانی ظهور کرده و در جهان بعد از ظلم و بی‏عدالتی، عدالت را گسترانده و ریشه ظلم را می‏خشکاند.
در دین زرتشت، مسئله انتظار منجی با توجه به منظومه عقیدتی آن به نحو خاص مطرح می‏شود. در این دین یک قدرت کیهانی یا (روح خیر) به نام «اهورا مزدا» و یک قدرت کیهانی متضاد (روح بزرگ شو) به نام «اهریمن» خودنمایی می‏کند. در طول تاریخ، این دو نیرو تا آخر الزمان با هم که با ظهور «سوشیانس» آغاز می‏شود، در ستیزند و آن زمان، خوبی بر شر غلبه می‏کند و دوره صلح و پاکی و اعتلای «آهورا مزدا» فرا می‏رسد و با ظهور (سوشیانس) آخرالزمان آغاز می‏گردد.7
در آیین یهود نیز مسئله انتظار به طور جدّی مطرح است، یهودیان که خود را پیروان حضرت موسی می‏دانند، منتظر موعودند. در آثار دینی یهود، اسفار تورات و دیگر کتاب‏های انبیای آنان همواره به موعود اشاره شده است، از جمله در مزامیر به این مسئله اشاره فراوان شده است.8 آنها معتقداند که با آمدن موعود همه موجودات از وجود او بهره‏مند خواهند شد و منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد، چون قدرت شریر شکسته خواهد شد و صالحان مورد تأیید خداوند قرار خواهند گرفت.9
در آیین مسیحیّت عقیده به انتظار و ظهور موعود نسبت به سایر ادیان توحیدی بیشتر به چشم می‏خورد و بشارت‏های روشن‏تری درباره موعود آخرالزمان رسیده است. در اناجیل (متی، لوقا، مرقس، برنابا) مطالب زیادی در این باره وجود دارد، که بیانگر اعتقاد آنها بر مسئله انتظار است. در انجیل لوقا آمده است که: (درهای خود را بسته و چراغ‏های خود را افروخته دارید و مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‏کشند، وقتی که آمد و در را کوبید بدون معطلی در را به روی او باز کنید...»10قریب به همین مضمون در انجیل متی نیز آمده است.11
مسئله انتظار تنها در ادیان توحیدی و الهی مطرح نیست، بلکه این اعتقاد یک اعتقاد فراگیر بوده و ادیان غیر توحیدی نیز به نحوی به این مسئله معتقد بودند، در کتاب‏های قدیم چینیان، در عقاید هندیان، و در بین اهالی اسکاندیناوی و حتی در میان مصریان قدیم، بومیان آمریکایی، اهالی مکزیک و نظایر آن می‏توان چنین اعتقادی را مشاهده کرد.12
بنابراین عقیده به ظهور رهایی بخش بزرگ، با برچیده شدن بساط ظلم و ستم از میان انسان‏ها و بر پایی حکومت حق و عدالت، منحصر به مذهب خاصی نیست، بلکه اعتقادی عمومی و جهانی است، به طوری که جان هیک (مبتکر نظریه تکثر دینی) می‏گوید: «در همه ادیان بزرگ و متکامل جهان به نوعی اعتقاد به رستگاری و مبحث نجات شناختی وجود دارد. در این ادیان عقیده به انتقال از یک حیات معصیت‏بار به وضعیت بهتر وجود دارد، زیرا که حیات کنونی، حیاتی است «هبوط زده» و بیگانه از خدا و بایستی منتظر »حیات الهی» بود.13
از این رو امید به آینده روشن و نجات، نقطه مشترک همه ادیان الهی است که همین عطش و سوز فطری و دسته جمعی بشر بهترین دلیل بر صحیح بودن عقیده به انتظار است.
در دین اسلام هم، اصل این عقیده مخصوص به مذهب و گروه خاص نیست، بلکه تمامی مذاهب و گروه‏های اسلامی اصل این مسئله را پذیرفته‏اند و برای دفاع از آن و ترغیب و تشویق امت اسلامی به آن کتاب‏های متعددی نوشته شده، و در کتب روائی، تفسیر و تاریخی اهل سنت و شیعه بسیار به این مسئله پرداخته شده است.
از دیدگاه اهل سنت، اصل این مسئله که زمانی خواهد آمد که شخصی از تبار قریش و از سلاله نبی گرامی اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم ظهور خواهد کرد و حضرت مسیح پشت سر او نماز خواهد خواند و خلافت و حکومت را بدست خواهد گرفت، امری است مسلّم.14
ابن خلدون با وجود این که در اصل احادیث مهدی(عج) تشکیک نموده است، در عین حال در مقدمه تاریخ خود می‏نویسد: «مشهور در بین اهل اسلام در تمامی عصرها این است که لابد در آخرالزمان مردی از اهل بیت ظهور خواهد کرد که موءکد دین و اظهار کننده عدالت خواهد بود و مسلمین از او تبعیت خواهند کرد و او بر تمامی ممالک استیلا پیدا خواهد کرد و او به نام مهدی نامیده می‏شود و از نشانه‏های او خروج دجال است که حضرت عیسی‏علیه السلام از آسمان نازل می‏شود و دجال را به قتل می‏رساند و پشت سر مهدی نماز خواهد خواند.15همچنین ابن عربی در کتاب خود فتوحات مکیه در این باره می‏نویسد: «خداوند را خلیفه‏ای است که روزی ظاهر می‏شود و ظهورش زمانی اتفاق می‏افتد که دنیا پر از جور و ستم باشد و او دنیا را پر از عدل و قسط می‏کند و اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر نماند، خداوند آن روز را طولانی می‏گرداند تا این خلیفه که از عترت رسول الله‏صلی الله علیه و آله و سلم و از اولاد فاطمه زهراعلیها السلام است، و نامش با نام رسول خدا یکی می‏باشد، حکومت روی زمین را به دست گیرد.»16
درباره حضرت مهدی(عج) و این که او از اهل بیت پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم است و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد، روایات زیادی که ادعای تواتر شده در کتاب‏های روایی اهل سنّت نقل شده است . یکی از علمای اهل سنت به نام ابوالحسن سجستانی که در قرن چهارم می‏زیست، می‏نویسد: «اخبار متواتر و مستفیض از پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم درباره مهدی رسیده که او از اهل بیت حضرت بود و هفتاد سال حکومت خواهد کرد و در زمین عدالت را گسترانده...».17
شیخ محمد سفارینی هم می‏نویسد: «حق این است که مهدی غیر از عیسی است و او قبل از عیسی خروج خواهد کرد و در این زمینه روایات به حد تواتر رسیده به نحوی که عقیده به مهدی یکی از معتقدات علمای اهل سنت شمرده می‏شود... بنابراین ایمان به خروج مهدی واجب است همان طوری که در نظر اهل علم مقدر شده و در عقاید اهل سنت و جماعت تدوین یافته است.18 شبیه این مطلب از ابن قیم الجوزی، جلال الدین سیوطی و عبدالعزیز بن عبدالله بن باز و بسیاری دیگر از علماء اهل سنت در قرون مختلف نقل شده است.19
بنابراین اصل اعتقاد به مسئله مهدی منتظر در بین اهل سنّت امری است مسلّم منتها آنها معتقد هستند که اوّلاً چنین شخصی هنوز متولد نشده، هر وقت خداوند اراده کند متولد خواهد شد، وثانی او از فرزندان امام حسن‏علیه السلام است نه از فرزندان امام حسین‏علیه السلام.20 بنابراین اعتقاد اهل سنت درباره انتظاراین است که بعد از این که زمین را ظلم و جور فرا گرفت در آخرالزمان مردی از اهل بیت وعترت پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد و حضرت عیسی بعد از او از آسمان نازل شده و پشت سر او نماز خواهد خواند.
امّا عقیده شیعه (امامیه اثناعشری) درباره انتظار این است که حضرت مهدی(عج) دوازدهمین امام و حجت خداوند در روی زمین و از اهل بیت و عترت رسول خداست و در پانزدهم شعبان 250هجری قمری متولد شده و زنده است و بر اساس مصلحتی که خداوند متعال می‏داند در حال غیبت به سر می‏برد و روزی خواهد رسید که حضرتش ظهور کرده و زمین را پر از عدل و داد می‏کند، همان طور که پر از ظلم و جور می‏شود و بر موءمنین است که همواره در انتظار چنین روزی باشند و خودشان را برای چنین روزی آماده کنند.21
در این زمینه روایات زیادی از نبی گرامی اسلام و ائمه اطهارعلیهم السلام وارد شده است. پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی که فریقین آن را نقل کرده، فرمود: «اگر از دنیا جز یک روز نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می‏کند تا فرزندم مهدی که اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است ظهور کند و عدالت رابگستراند بعد از آن که زمین را ظلم و جور فرا گیرد».22 باز حضرت می‏فرماید: «هر کس قائمی را که از فرزندان من است انکار کند مرا انکار کرده است».23همچنین فرمود: «قائم از فرزندان من است که اسم او اسم من و کنیه
او کنیه من است و شمائلش شمائل من و سنت او سنت من است و مردم را بر اساس ملت و شریعت من برپا دارد و به کتاب خداوند دعوت می‏کند، پس هر کس او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده، و هر کس او را معصیت کند مرا معصیت کرده، و هر کس او را در غیبتش انکار کند مرا انکار کرده...
».24
بنابراین شیعه و سنی در اصل اعتقاد به مهدی و ظهور حضرت در آخرالزمان اختلافی ندارند، بلکه اگر اختلافی هست در زمان ولادت اوست. شیعه بر اساس روایات متواتر معتقد است که او متولد شده، ولی چنانکه گفته شد اهل سنت معتقد است که او هنوز متولد نشده بلکه در آخرالزمان متولد خواهد شد.25

از جمله مسائلی که در روایات بر آن تأکید شده مسئله اصل انتظار است و در بعضی از روایات آیاتی چند نیز به مسئله انتظار تأویل شده است. از جمله آیات، این آیه شریفه است که خداوند می‏فرماید:«انتظار بکشید که من نیز با شما از منتظرانم».26 و نیز آیه شریفه: «منتظر باشید که ما هم با شما منتظریم».27 این آیات در بعضی از روایات به مسئله انتظار تفسیر و تأویل شده است.28
در بسیاری از روایات بر ضرورت و لزوم انتظار تصریح شده است که از جمله می‏توان به روایات زیر اشاره کرد: در روایتی، امام صادق‏علیه السلام که در مقام بیان شرایط قبولی اعمال بندگان بودند یکی از شرایط قبولی اعمال بندگان را عقیده به انتظار برشمردند.29همچنین در روایتی، امام باقرعلیه السلام هم یکی از شرایط پذیرفته شدن اعمال بندگان را قبول کردن مسئله انتظاردانسته اند. 30          در روایت دیگر امام جوادعلیه السلام می‏فرماید: بر هر مسلمان واجب است در غیبت حضرت انتظار بکشند.31
این روایات و روایات زیاد دیگر همگی بر لزوم انتظار مهدی موعود(عج) در دوران غیبت تأکید فراوان دارند.
در روایات فراوان دیگر اهمیت انتظار مورد توجه قرار گرفته است. در تعدادی از روایات انتظار یکی از ارکان دین شمرده شده است، امام صادق‏علیه السلام در ضمن یک حدیث طولانی به ابی الجارود می‏فرماید: یکی از ارکان دین انتظار قائم‏علیه السلام است.32 و در بعضی از روایات نیز انتظار فرج از محبوب‏ترین اعمال در نزد خداوند شمرده شده است.33و همچنین مسئله انتظار همراه با صبر بیان شده است.34
همچنین در بعضی از روایات انتظار فرج از بزرگترین فرج‏ها معرفی شده است.35 و در حدیثی، پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم انتظار فرج را افضل اعمال دانسته و فرمود: با آمدن او حزن از شیعه برداشته می‏شود.36
در حدیث دیگر حضرت انتظار فرج را برترین جهاد در راه خدا دانسته است. 37تعبیرات بلندی که در این روایات به کار رفته است، نشانگر اهمّیت مسئله انتظار است. در پاره‏ای از روایات نیز فضیلت انتظار مورد توجه قرار گرفته و این با مراجعه به متون اسلامی و تعبیراتی که در روایات بکار رفته بیشتر روشن می‏شود، از جمله آن روایات، روایتی است که از امام صادق‏علیه السلام نقل شده است. شخصی از امام صادق‏علیه السلام درباره کسی که انتظار ظهورحکومت حق را می‏کشد و در این حال از دنیا می‏رود سوءال کرد، حضرت در جواب فرمود: او همانند کسی است که با رهبر این انقلاب در خیمه او بوده باشد، سپس کمی سکوت کرد و فرمود: مانند کسی است که با پیامبر اسلام همراه بوده است.38
و در بعضی از روایات چنین شخصی همانند شمشیر زنی که در راه خدا شمشیر می‏زند مطرح شده است، یا همانند کسی که در خدمت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد و یا همانند کسی که زیر پرچم قائم بوده باشد و یا همانند کسی که پیش روی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جهاد کند و یا همانند کسی که با پیامبر شهید شود، معرفی شده است.39
در بعضی از روایات ثواب انتظار همچون ثواب روزه‏دار، شب زنده‏دار بیان شده است.40 و یا مسئله انتظار در ردیف ایمان به خدا و رسول الله‏صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفته است.41 (با دقت در تعبیراتی که در این روایات به کار رفته، فضیلت انتظار کاملاً روشن می‏شود).
درباره آثار انتظار، باید گفت که انتظار خود یکی از ریاضت‏های مهم نفس است بدان حد که گفته شده انتظار از قتل شدیدتر است و لازمه این امر مشغول کردن قوه مفکره و توجه قوه خیال به طرف امر منتظَر است، و این باعث دو امر می‏شود: الف) قوه مفکره باعث زیاد شدن قوا با اعمال است. ب) قوه مفکره باعث می‏شود که همه قوا را به یک امر متوجه سازد.
از طرف دیگر انتظار باعث تسکین دردها و آسان شدن مصیبت‏ها می‏شود، چون انسان منتظر می‏داند که آینده انسان روشن است و روزی خواهد رسید که زمین پر از قسط و عدل خواهد بود و این وعده‏ای است قطعی که از زبان مبارک پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم جاری شده است. اگر در روایات، انتظار فرج بزرگترین فرج‏ها شمرده شده است به همین خاطراست.42
علاوه بر آنچه گفته شد، لازمه انتظار از جهت محبت این است که انسان انتظار داشته باشد که از اصحاب و شیعه بلکه از اعوان وانصار حضرت مهدی(عج) باشد و لازمه این امر هم این است که انسان بتواند لیاقت مصاحبت حضرت و جهاد در رکاب او داشته باشد، و برای این منظور برای اصلاح نفس و تهذیب اخلاق خویش تلاش می‏کند، از طرف دیگر انتظار باعث می‏شود که مقدمات و وسایل لازم را برای غلبه حضرت بر دشمنانش آماده نماید و لازمه آن نیز تحصیل علوم و معارف است.43دیگر آثار انتظار را می‏شود به نحو زیر بیان کرد:
1. به جریان افتادن نیروهای نهفته و سرمایه‏های راکد انسان در پرتو دوران سخت انتظار.
2. پالایش درون و به مرحله خلوص رساندن به جهت طولانی شدن دوران غیبت.
3. معنا یافتن زندگی در پرتو پویایی معارف به هدف . با نگاه تطبیقی به زندگی بدون هدف و فرجام آن که تهی شده از درون و روزمرگی است.
4. رشد قدرت تحمل در برابر ناملایمات و تنگناها به جهت قداست و عظمت هدف که در انتظار حضرت بودن، معنا می‏یابد.
5. فراتر رفتن از مرز انسان متعادل و رسیدن به مرحله انسان متعالی.
6. از مرحله رنج‏های حقیر مادی رها شدن و به وادی رنج‏های عظیم معنوی و دغدغه‏های بزرگ انسانی گام نهادن و هم چون رنج انتظار راستین و طولانی را به دوش کشیدن و چشم به دروازه‏های روشن ظهور داشتن.44
امّا سخن درباره ویژگی‏های منتظران، ابتدا باید به این نکته توجه داشت که این طور نیست که هر کس که مدعی انتظار فرج است در ردیف منتظران واقعی قرار گیرد، بلکه کسانی که ادعای انتظار دارند باید دارای شرایط و ویژگی‏هایی باشند تا منتظر واقعی به آنها صدق کند.
وقتی روایاتی که در این باره وارد شده، مورد مطالعه قرار گیرد، به دست می‏آید که معصومین‏علیهم السلام ویژگی‏های خاصی را برای منتظران واقعی قائل شدند، امام صادق‏علیه السلام در روایتی می‏فرماید: هر کس دلشاد است که از یاران حضرت قائم به شمار آید باید چشم به راه او باشد و به پارسایی و نیکویی رفتار نماید، چنین کسی منتظر حقیقی است، پس بکوشید و انتظار بکشید، گوارا باد شما را ای گروه بخشوده شدگان.45
در بعضی از روایات دشواری حفظ دین در زمان انتظار، به کشیدن دست به خارها تشبیه شده است.46بنابراین یکی از ویژگی‏های منتظران واقعی حفظ دین و تقوا می‏باشد. در بعضی روایات دیگر از جمله ویژگی‏های منتظران واقعی شک نکردن و تردید نداشتن و انکار نکردن و عجله نکردن در تحقق این امر شمرده شده است.47
امام حسین‏علیه السلام نیز در روایتی درباره ویژگی‏های منتظران واقعی می‏فرماید: «در مسئله غیبت عده‏ای به تردید می‏افتند و عده‏ای ثابت قدم می‏مانند. امّا کسانی که در مقابل اذیّت‏ها و تکذیب‏ها صبر پیشه کنند به منزله جهاد کنندگان در محضر رسول الله‏صلی الله علیه و آله و سلم هستند.48 از این روایت به خوبی به دست می‏آید که یکی از ویژگی‏های منتظران، صبر در مسئله انتظار است.
امام سجّاد علیه السلام نیز در حدیثی ضمن تمجید از منتظران واقعی یکی از شرایط و ویژگی‏های آنها را اعتقاد به امامت حضرت مهدی‏علیه السلام می‏داند.49
امام موسی بن جعفرعلیه السلام از جمله ویژگی‏های منتظران واقعی را ثابت قدم
بودن در پذیرش ولایت اهل بیت‏علیهم السلام و برائت جستن از دشمنان آنها می‏داند و می‏فرماید چنین افرادی از ما هستند و ما هم از آنها....50
آنچه بیان شد از جمله ویژگی‏های منتظران واقعی بود که در لسان روایات وارد شده است. درباره آسیب شناسی انتظار و جنبه تخریبی آن، باید گفت انتظار دوگونه است: انتظاری سازنده، تحرک بخش و تعهدآور، این نوع انتظار همانگونه که گذشت با فضیلت‏ترین عبادت شمرده شده است . در مقابل انتظاری است ویرانگر، بازدارنده، و فلج کننده، این دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم تاریخی مهدی موعود(عج) است.
در انتظار ویرانگر، نوع برداشت از انتظار این است که، ظهور و قیام حضرت صرفاً ماهیت انفجاری دارد، و از اشاعه ظلم‏ها، تبعیض‏ها، اختناق‏ها و حق‏کشی‏ها ناشی می‏شود، و این انفجار وقتی رخ می‏دهد که اصلاح به نقطه صفر برسد و حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد. بنابراین هر اصلاحی در این جریان محکوم است، چون هر اصلاحی یک نقطه روشن است و تا نقطه روشن هست دست غیب ظاهر نمی‏شود، پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.
امّا در انتظار سازنده، نوع برداشت از انتظار این است که ظهور مهدی حلقه‏ای از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق می‏انجامد. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف بر این است که آن فرد عملاً اهل حق باشد، بنابراین باید اهل حقی باشد نه این که ظهور وقتی محقق می‏باشد که همه اهل باطل باشند.51
لذا در روایت وارد شده است که این امر تحقق نمی‏پذیرد مگر این که هر یک از شقی و سعید به نهایت کار خود برسند.52
از طرف دیگر از روایاتی که وظایف و ویژگی‏های منتظران را بیان می‏کند استفاده می‏شود که از جمله آسیب‏هایی که ممکن است در زمان غیبت پدیدار شود، شک و تردید، یأس و نا امیدی، از دست رفتن ایمان و تقوا و از دست دادن صبر در مقابل اذیّت‏ها و حرف‏های نامربوط می‏باشد.53
در باره ویژگی‏های منتظر باید گفت از جمله ویژگی‏هایی که همه ادیان توحیدی و حتّی غیر توحیدی در آن اتفاق نظر دارند این است که او شخصیتی بزرگ است که در آخرالزمان به عنوان مصلح ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود، همان‏طور که ظلم و ستم آن را پر کرده است و در روایات و متون اسلامی به این مسئله تأکید فراوان شده است.
از دیدگاه اهل سنت، منتظَر علاوه بر داشتن ویژگی‏های قبلی، ویژگی‏های دیگری نیز دارد، از جمله آنها این است که او از تبار قریش و از سلاله نبی گرامی اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم و از فرزندان فاطمه بنت رسول الله‏صلی الله علیه و آله و سلم می‏باشد و اسم او همان اسم پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم است.
امّا شیعه، ضمن پذیرش ویژگی‏های قبلی، ویژگی‏های دیگری نیز قائل هستند و این ویژگی‏ها نه یک ادعا بلکه برگرفته از روایاتی متواتری است که از نبی گرامی اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه‏علیهم السلام نقل شده است. از جمله آنها این است که: او از اهل بیت است و دوازدهمین جانشین پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم که از طرف خداوند نصب شده است و نهمین فرزند از فرزندان امام حسین علیه السلام بوده و اسم او اسم پیامبر و کنیه او کنیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏باشد. او فرزند خلف امام حسن عسکری یازدهمین امام شیعیان می‏باشد و هم اکنون بنا به مصلحتی که خداوند می‏داند در حال غیبت به سر می‏برد. وقتی ظهور کند کار ناتمام را به اتمام می‏رساند و حکومت جهانی را تشکیل می‏دهد و همه در حکومت حضرتش به حق خود خواهند رسید. او احکام الهی را صد در صد به اجرا درخواهد آورد.54
منتظران واقعی باید همچنان انتظار بکشند تا او از پرده غیب بیرون آید و با نور پرفروغ خود زمین را نورافشانی کند و ریشه ظلم و ستم را بخشکاند. به امید رسیدن آن روز که با روءیت جمال پرنورش، انتظار منتظران به پایان رسد.

نویسنده : فروهی، ناصر

  • 1. تاریخ غیبت کبری، ص 291؛ قیام و انقلاب مهدی، ص 14.
  • 2. تاج العروس، ج7، ص 539 و فرهنگ فارسی معین، ج1، ص 364.
  • 3. مکیال المکارم، ج2، ص 218.
  • 4. تفسیر نمونه، ج7، ص 382 ؛ منتخب الأثر، ص 419.
  • 5. رسالت جهانی حضرت مهدی(عج)، ص 241.
  • 6. کمال الدین و تمام النعمة، ص256288.
  • 7. تاریخ ادیان، ص 318 و ص 476؛ دائرة المعارف فارسی، ج1، ص 1373.
  • 8. کتاب مقدس، مزامیر، مزمور 10 13.
  • 9. کتاب مقدس، مزامیر، مزمور 37.
  • 10. انجیل لوقا، فصل دوازدهم.
  • 11. انجیل متی، فصل 24.
  • 12. سپیده امید، ص 48.
  • 13. فلسفه دین، ص 18.
  • 14. الإمام المهدی عند أهل السنة، ص 397 و موسوعة الإمام المهدی، ص 12.
  • 15. تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 555.
  • 16. الفتوحات المکیه، ج3، ص 327.
  • 17. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب امامان ما از دیدگاه اهل سنت، ص 479.
  • 18. لوائح الأنوار البهیئة، ج2، ص 80 به نقل از المهدی المنتظر، ج1، ص 44.
  • 19. المهدی المنتظر، ج1، ص 40.
  • 20. ر.ک. المهدی المنتظر، ج1، ص 40 الی 46.
  • 21. منهاج السنة، ج4، ص 211؛ المهدی المنتظر، ج1، ص 60؛ شرح نهج البلاغه، ج1، ص 281.
  • 22. غیبت کبری، ص 8؛ الیوم الموعود بین الفکر المادی والدینی، ص 636؛ الهیات، ج2، ص 632.
  • 23. بحار، ج51، ص 74 ؛ کشف الغمة، ج2، ص 446.
  • 24. منتخب الأثر، ص 492.
  • 25. منهاج السنة، ج4، ص 211؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج1، ص 281.
  • 26. سوره اعراف، آیه71.
  • 27. سوره توبه، آیه52.
  • 28. بحارالانوار، ج52، ص 110و ص 127 و بحارالانوار، ج13، ص 279.
  • 29. کتاب الغیبة، ص 200، ج16.
  • 30. کافی، ج2، ص 22، ج13.
  • 31. کمال الدین وتمام النعمة، ص 377.
  • 32. کافی، ج2، ص 21 و مستدرک الوسائل، ج1، ص 73.
  • 33. من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 381.
  • 34. وسائل الشیعه، ج19، ص 75؛ بحار الأنوار، ج10، ص 352.
  • 35. بحارالانوار، ج36، ص 326.
  • 36. بحارالانوار، ج 50، ص 317.
  • 37. بحارالانوار، ج 74، ص 143.
  • 38. بحارالانوار، ج52، ص 126.
  • 39. بحارالانوار، ج 52، ص 126؛ اکمال الدین وتمام النعمة، ص 645 644.
  • 40. مکیال المکارم، ج2، ص 213.
  • 41. مکیال المکارم، ج2، ص 217.
  • 42. بحارالانوار، ج 36، ص 386.
  • 43. المهدی، ص 210.
  • 44. مهدویت، ص 136؛ تفسیر نمونه، ج7، ص 383.
  • 45. منتخب الاثر، ص 498؛ بحارالانوار، ج52، ص 140؛ الغیبة نعمانی، ج 16، ص 27.
  • 46. بحارالانوار، ج 51، ص 135.
  • 47. مکیال المکارم، ج2، ص 209.
  • 48. تاریخ غیبت کبری، ص 12؛ کمال الدین وتمام النعمة، ص 317.
  • 49. همان، ص 12 و کمال الدین، ص 320.
  • 50. کمال الدین، ص 361.
  • 51. قیام و انقلاب مهدی، ص 53.
  • 52. کمال الدین وتمام النعمة، ص 346، ج32.
  • 53. منتخب الأثر، ص 478.
  • 54. کمال الدین، ص 331 ؛ تفسیر البرهان، ج3، ص 150.
منابع: 

مجله کلام اسلامی، بهار 1384 - شماره 53 (از صفحه 80 تا 92)